کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

زنان مقاومت ایران

رمز سرزندگی

پرتكاپو، شاداب و بسيار سرزنده است...

گذر زمان را نمي توان در چهره اش ديد. با همان طراوت و ذوق ايام جواني كه در خيابان ها و محلات تهران فعاليت هايش را براي مقاومت به پيش مي برد، تا به امروز مصمم و استوار مسير را به پيش، ادامه داده است...

خودش را این طور معرفی می کند:

زندگي حقيقي

شيوا هستم؛ عضوي از خانواده اي كه همگي مان، در اين مقاومت هستيم.

مادر و پدر، برادر و يك خواهر كوچكتر از خودم.

متولد سال 1360 هستم و از سال 1379، اكنون 18سال مي شود كه به نبرد عليه ديكتاتوري مشغول هستم.

می خواستم خودم مسیر زندگیم را رقم بزنم

پیام مقاومت و نوید پیروزی را از پشت دیوارهای زندان شنیدم!

شيرين هستم، 48سال دارم و اهل قصرشيرين، از استان كرمانشاه ايران هستم. روزي كه به مقاومت پيوستم، جوان 19ساله اي بودم كه به دنبال تغيير و جبرشكني مي گشت...

معمولاً وقتي کسی از كودكي اش مي گويد، از مهر مادر، همبازي ها و دنياي رنگارنگي صحبت مي كند كه خاطرات بسيار برايش به يادگار گذاشته است. اما براي من، دوران كودكي ام در يك کلمه خلاصه مي شود: «زندان»

در پس اين چهرة آرام، روحي عاصي نهفته است. روحي كه آرامش خود را در سعادت ديگران، جستجو كرده و مي كند.

هجرت معزی داستان خود را اینگونه روایت می کند:

نگاهش، آرامش و محبتي خاص خودش را دارد.

با لبخندي مليح نگاه مي كند، با دقت گوش مي دهد و با لحني آرام و شمرده، بيان مي كند.

مهناز فراهانی يك مهندس آرشيتكت جوان است كه مقاومت را در دوران دانشگاهش شناخته.

برخي افراد هستند كه استعدادها و ظرافت هاي وجوديِ شان، در ظاهرشان هم پيداست. صابره، از جملة آنهاست.

او زيبا مي نويسد، زيبا رسم مي كند، با حوصله به ظرافت ها مي پردازد و با روي باز، مشكلات را يكي بعد از ديگري به نفع هدف اصلي، كنار مي زند.

موتور و مكانيك و مكانيزم هاي عملكرد يك خودرو يا ماشين سنگين براي او حرفه اي بسيار ساده و آشناست.

با يقين و اطميناني شگفت انگيز، پشت فرمان اتوبوس و كمرشكن و كاميون مي نشيند و با آرامشي خاص خودش، به پيش مي راند...

كاري كه در كشورهاي شرقي، كمتر زني به آن تن مي دهد.

تاريخ، بر خود چهره ها و اسطوره هاي بسيار از زنان ديده است...

كوشندگان، مخترعين، مديران و نوابغي كه هر يك، در جنبش برابري نقشي شايان داشته و جامعه بشري را در مسير كسب ارزش هاي نوين، گامي به پيش برده اند.

اين، برادر عزيز من، حنيف است. بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا، دوستش داشتم و دارم.

او در حمله اي كه در روزهاي 6 و 7 مرداد به اشرف شد، هدف گلوله قرار گرفت