صدیقه سامی نژاد، اولین هنرپیشه زن ایران

در سال ۱۳۱۲شمسی فیلم «دختر لُر»، اولین فیلم ناطق ایرانی، ساخته اردشیر ایرانی و عبدالحسین سپنتا، در تهران به نمایش درآمد. هنرپیشه زن این فیلم صدیقه سامی نژاد (روح انگیز)، که نقش «گلنار» را در این فیلم ناطق بازی می کرد، اولین زنی بود که بر پرده سینمای فارسی ظاهر شد.

عبدالحسین سپنتا با همکاری خان بهادر اردشیر ایرانی در هند امکانات ساختن نخستین فیلم ناطق ایرانی را فراهم آورد. عدم دسترسی به بازیگر زنی که زبان فارسی بداند آنها را سرخورده و مستأصل کرده بود. بالاخره همسر یکی از کارکنان «کمپانی امپریال فیلم هندوستان» یعنی خانم صدیقه سامی نژاد، با اجازه شوهرش تن به خطر داد.

خانم سامی نژاد روز ۳ تیر ۱۲۹۵ در شهر بم در استان کرمان به دنیا آمد. وی در آغاز دوران دبیرستان با رضا دماوندی که در هند کار می کرد ازدواج کرد و با او به هند نقل مکان کرد. وی که مسلمان بود، هم در هند و هم در ایران از سوی مسلمانان فامیل یا افراد دیگر، که حضور یک زن را بر پرده سینما نمی توانستند تحمل کنند، بسیار آزار دید. زنانی که پیش از او بر پرده سینما ظاهر شده بودند، اغلب ارمنی بودند و چنین مشکلی در کارشان نبود.

یکی از مستندسازان سینما که در سال ۱۳۵۱، یعنی ۳۸سال بعد از نمایش این فیلم در تهران با خانم سامی نژاد دیدار داشت می گوید: «هنوز که هنوز است این فیلم مثل کابوسی تمام زندگی این زن گوشه گیر و تنها را، که زمانی بی هیچ سابقه قبلی و به طور غیرمترقّبه یی وارد عالم سینما شده، پرکرده است. به من گفت که از دست مردم متعصب واقعاً زجرکشیده و من تأکید می کنم که هیچ اظهار نظری را درمورد این زن که با ورود به سینما تمام آرامش زندگیش را ازکف داد، جز آنچه خودش می گوید نپذیرد…

خانم روح انگیز به من گفت که هنگام  اقامت در هند، ایرانیهای متعصب، او را مورد ضرب و دشنام قرار می دادند و حتی بطری به طرفش پرتاب می کردند. وی همیشه مجبور بوده همراه یک محافظ از استودیو امپریال خارج شود. و با لهجه کرمانیش ادامه داد که به خاطر همین ناراحتیهایی که موقع فیلمبرداری و بعد از آن، چه از طرف فامیل و چه از طرف مردم کشیدم، هرگز راضی نشدم در فیلم دیگری بازی کنم».

صدیقه دماوندی (سامی نژاد) پس از ۶سال اقامت در هندوستان به همراه شوهرش به ایران بازگشت. وی اندکی بعد از شوهرش جداشد و با مادرش در تهران اقامت گزید. بعد از مدتی با حقوق ماهیانه کمتر از ۲۰۰تومان به استخدام «بهداری جیرفت» درآمد. او برای این که از بهداری به اداره فرهنگ منتقل شود ناچار شد در امتحان سوم متفرقه شرکت کند و تصدیق قبولی بگیرد.

دکتر باستانی پاریزی، تاریخ نگار معروف، که در آن زمان خبرنگار روزنامه اطلاعات بود، در این باره می نویسد: «هنگامی که در سالن جلسه امتحان سوم متوسطه قدم می زدم متوجه چهره یی فرسوده و نگران شدم که در عین کهولت و شکستگی حاضر به دادن امتحان شده است. با خود گفتم: این زن کیست و گرفتن گواهینامه سوم متوسطه به چه دردش می خورد. یکی از مراقبین زن، آهسته به من گفت: او را می شناسی؟ گفتم: نه. گفت: این دختر لر است».  (مقاله «دختر لر در کرمان امتحان می دهد»، اطلاعات هفتگی، ۲۹تیرماه ۱۳۳۵)

اولین زن هنرپیشه ایران در بیست سال پایان عمرش دور از محافل اهل هنر با تنگدستی و گوشه گیری زیست و در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۷۶، در تنهایی و گمنامی بدرود حیات گفت.