وضعیت فجیع سوادآموزی زنان و دختران در ایران

در حالی که جهان روز بین المللی سوادآموزی را جشن می گیرد، حداقل سواد برای بسیاری از دختربچه ها و زنان ایرانی رویای دوردستی بیش نیست.

روز بین المللی سوادآموزی هر ساله در ۸ سپتامبر جشن گرفته می شود و فرصتی است برای تأکید بر پیشرفتها در سطح جهان در زمینه سوادآموزی و از سوی دیگر برای تأمل و یافتن راه چاره برای چالش های باقیمانده.

دسترسی جهانشمول به آموزش کیفی و فرصت های آموزشی در میان اهداف توسعه پایدار سازمان ملل است. هدف شماره ۴ در دستور کار توسعه پایدار در پی تضمین این است که همه جوانان سواد خواندن و نوشتن و حساب ابتدایی را داشته باشند و به بزرگسالانی که چنین مهارتهایی را ندارد فرصت داده شود تا آنها را کسب کنند.

مضمون روز بین المللی سوادآموزی در سال ۲۰۱۹ بر «سواد و دانستن چند زبان» است چرا که دانستن چند زبان برای توسعه در دنیای جهانی سازی و دیجیتال ضروری است و تأثیرات جدی بر سیاست ها و طرز کار سوادآموزی دارد.

رژیم ایران در رابطه با سوادآموزی همچنان که در بسیاری زمینه های دیگر در جهت عکس حرکت می کند.

ولی فقیه رژیم ملایان علی خامنه ای با سند آموزشی ۲۰۳۰ سازمان ملل مخالف است و می گوید:‌«سند ۲۰۳۰ جزئی از سند بالا دستی سازمان ملل یعنی «سند توسعه پایدار» است که سلطه گران جهانی در حرکتی معیوب و غلط می خواهند همه ملتها را در چارچوب آن کنترل کنند… اصولاً چه لزومی دارد این اسناد را بپذیریم و در عمل قبول کنیم که غربی ها باید به ما الگو بدهند؟» (وبسایت حکومتی گیلان فارس نیوز – ۱تیر ۱۳۹۶)

وی بارها بر ترویج فرزندآوری و نقش خانه‌داری زنان تأکید کرده است. (خبرگزاری حکومتی تسنیم – ۱۳شهریور ۱۳۹۵)

ریشه این ضدیت هیستریک با سند آموزشی ۲۰۳۰ در راستای اهداف توسعه پایدار سازمان ملل ناشی از آن است که الزام رعایت برابری جنسیتی و ایجاد فرصتهای برابر برای همه آحاد ملت از جمله زنان، که در سند آموزشی ۲۰۳۰ مطرح شده، قلب رژیم بنیادگرای حاکم بر ایران را هدف قرار می دهد.

 

تحصیل در ایران نه اجباری است و نه رایگان

در بیشتر کشورهای جهان، تحصیل برای گروه سنی ۶ تا ۱۴سال اجباری و رایگان است و سازمان یونسکو بر ضرورت تحصیل اجباری برای تمامی کودکان تأکید کرده است.

بر اساس اصل ۳۰ قانون اساسی، «دولت موظف است وسایل آموزش و پروش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خود‌کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.»

علی باقرزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس جنبش سوادآموزی، اما در کنفرانسی که در وزارت آموزش و پرورش برگزار شد فاش ساخت که تحصیل در ایران اجباری نیست. (سایت حکومتی سلامت نیوز – ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷)

حداقل ۱۱میلیون بی سواد

آمار موجود در رابطه با سواد و بی سوادی در ایران هم کم است و هم غیردقیق. مقامات رژیم معمولاً آمار متناقضی ارائه می کنند و تنها هدفشان کم جلوه دادن وخامت اوضاع می باشد.

به گفته سیدمحمدجواد ابطحی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس رژیم، حدود ۱۱میلیون بی سواد در سنین مختلف در ایران وجود دارد که ۱۳درصد کل جمعیت را تشکیل می دهد. (سایت حکومتی سلامت نیوز – ۴ مهر ۱۳۹۷)

این حاکی از ۱.۵ میلیون افزایش جمعیت بی سوادان ظرف ۷ سال است. بنا بر آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۹۰ بالغ بر ۹ میلیون و ۴۸۳ هزار و ۲۸ نفر در کشور بی‌سواد محسوب می‌شدند که از این تعداد ۶ میلیون و ۲۵هزار و ۹۶۵ نفر را زنان تشکیل می‌دادند؛ دوسوم بی‌سوادی در کشور متوجه زنان بوده‌است.

در اردیبهشت ۹۷، علی باقرزاده به مطبوعات حکومتی گفت، آمار بی سوادان در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال ۲.۳میلیون نفر است که ۶۰درصد آنها را زنان تشکیل می دهندکه معادل ۱.۳۸میلیون زن می شود. (سایت حکومتی سلامت نیوز – ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷)

اما همین مقام حکومتی در یک مصاحبه دیگر که روز ۱۱ فروردین ۹۷ منتشر شده بود، گفته بود که در ایران حدود دو میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بی سواد ۱۰ تا ۴۹ سال وجود دارد که قریب به یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر زنان هستند. (خبرگزاری حکومتی ایلنا- ۱۱ فروردین ۹۷)

 

۲ تا ۴میلیون دانش آموز محروم از تحصیل

آخرین آمار منتشر شده حاکی از آن است که حداقل ۲میلیون دانش آموز ایرانی از تحصیل محروم هستند.

به نوشته سلامت نیوز ۴مهر ۱۳۹۷، بیش از ۱۵میلیون نفر در ایران در سن رفتن به مدرسه هستند، در حالی که جمعیت دانش آموزان حدود ۱۳میلیون نفر است. یعنی حداقل ۲میلیون دانش آموز از تحصیل بازمانده اند که سهم زیادی از آنها را دختران تشکیل می دهند.

این مغایر با گزارشی است که در سال ۹۵ در رابطه با تعداد کودکان بی سواد منتشر شد. آمار گردآوری شده در سال ۱۳۸۵ که ده سال بعد در سال ۹۵ در مطبوعات حکومتی منتشر شده است، آمار کودکان محروم از تحصیل را ۳.۲ میلیون تن تخمین می زند. (سایت حکومتی مهرخانه – ۱۴ آذر ۱۳۹۵)

پیش از این نیز، مرکز پژوهش مجلس در سال ۱۳۹۴، آمار ۴ میلیون را در رابطه با تعداد کودکان محروم از تحصیل اعلام کرده بود. (یورونیوز – ۲۲ژوئیه ۲۰۱۵)

با توجه به اینکه هیچ پیشرفتی در وضعیت آموزش و پرورش در ایران وجود نداشته و وزارت آموزش و پرورش به طور دائم دچار کسر بودجه است و حتی از پرداخت حقوق معلمان استخدامی خود عاجز است، به نظر می رسد که اعلام آمار جدید، به منظور کاهش جدیت اوضاع بوده است تا منعکس کردن واقعیات.

با توجه به اینکه سال تحصیلی جدید در ایران در آخرین هفته سپتامبر آغاز می شود باید منتظر باشیم تا ببینیم مقامات و منابع حکومتی چه آمار و ارقام جدیدی اعلام می کنند.

 

آمار موحش

هرساله، حداقل یک چهارم دانش آموزان ایران ناگزیر از ترک تحصیل می شوند که بخش زیادی از آنها به کودکان کار می پیوندند که جمعیت شان بین ۳ تا ۷ میلیون نفر تخمین زده می شود. (ناهید تاج الدین، عضو هیات رییسه کمیسیون اجتماعی مجلس، سایت حکومتی سلامت نیوز – ۵مهر۱۳۹۶)

این وضعیت اساساً ناشی از گسترش فقر و عدم حمایت های اجتماعی برای خانواده های مستمند و به دلیل اجباری نبودن و رایگان نبودن تحصیل در ایران است.

بنا به یک گزارش که در سال ۹۴ از سوی معاونت زنان و امور خانواده در دفتر ریاست جمهوری رژیم منتشر شد، وضع بی‌سوادی در میان زنان و دختران ایران نگران‌کننده و در ۴۰ شهر ایران بحرانی است.

ترک تحصیل در میان دختر بچه های ۶ساله و بالاتر در استانهای سیستان و بلوچستان، خوزستان، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی بالاترین نرخ بی سوادی در کشور را تشکیل می دهد. (سایت حکومتی خبرآنلاین – ۲۷ آبان ۱۳۹۴ )

عباس سلطانیان معاون آموزش دوره متوسطه دوم وزارت آموزش و پرورش با اشاره به آخرین آمار ترک تحصیل دختران دانش‌آموز در مدارس کشور گفت: «در کل ترک تحصیل ۴.۲۳ در سال تحصیلی ۹۵-۹۶ بوده است و اگر دختران را بخواهیم حساب کنیم ۴.۱۷ بوده است. یعنی ترک تحصیل دختران به مراتب بیشتر از پسران است.» (خبرگزاری حکومتی ایلنا- ۴ تیرماه ۱۳۹۷)

یک کارمند یکی از روستاهای استان خوزستان گفت حدود ۵۰درصد پسران و تقریباً همه دختران هیچ چاره ای به جز ترک تحصیل ندارند چرا که هیچ مدرسه متوسطه ای وجود ندارد. در هویزه و ۴۰ روستای آن منطقه هیچ دبیرستان دخترانه ای وجود ندارد و در نتیجه اکثریت دختران ناگزیر هستند ترک تحصیل کنند.

رضا آریایی در یک جلسه شورا در فرمانداری بروجرد گفت بیش از ۱۱۷هزار تن از مردم استان لرستان بی سواد هستند که بیشتر آنها زنان و روستائیان هستند. جمعیت لرستان یک میلیون و ۷۵۰هزار نر است و این درصد بالایی از بی سوادی در این استان است. (خبرگزاری حکومتی تسنیم – اول مرداد ۱۳۹۳)

بالا بودن آمار بی‌سوادی، به ویژه برای دختران تنها به استان‌های جنوبی یا مرزی اختصاص ندارد. در تهران، دختران بسیاری از تحصیل باز می‌مانند. در مهر ۱۳۹۴، مدیرکل اداره آموزش تهران اعلام کرد که ۲۵هزار کودک در سن تحصیل در این شهر وجود دارند که به جای رفتن به مدرسه مشغول به کار هستند.

شهیندخت مولاوردی، رئیس سابق معاونت امور زنان و خانواده، در یک سمینار اعتراف کرده بود که ۸۲درصد نرخ بی سوادی زنان سرپرست خانوار پیدا کردن شغل را برای آنان دشوار می سازد و موجب فقر آنها شده است. در چنین شرایطی آنها در معرض آسیب های اجتماعی قرار می گیرند. (خبرگزاری حکومتی ایسنا – ۱۸ مهر ۱۳۹۴)

 

عوامل بی سوادی در میان زنان

با سقوط نرخ ارز کشور، افزایش تورم، و توقف عملی درآمدهای نفتی وضعیت اقتصادی ایران آشفته و فقر فراگیر است.

طی سالهای اخیر روحانی برای کاهش بودجه دستور داده است بسیاری از مدارس واقع در مناطق روستایی را تعطیل کنند.

وزارت آموزش و پرورش رسماً از دانش آموزان و دانشجویان شهریه طلب می کند و همین موجب بالا رفتن ترک تحصیل می شود چرا که بیش از ۸۰درصد جمعیت کشور در زیر خط فقر زندگی می کنند.

فقر خانواده و نداشتن تمکن مالی برای خرج تحصیل، مشارکت فرزندان در اقتصاد خانواده و کودکان کار، مشکلات فرهنگی، مهاجرت‌های فصلی، نداشتن شناسنامه از دلایلی است که کودکان را از مدرسه رفتن باز می‌دارد.

بی‌سوادی در برخی استان‌ها به بالای ۳۰ درصد می‌رسد و بخش قابل توجهی از کودکان زیر ۱۷ سال که از تحصیل باز می‌مانند اغلب اولیا و به خصوص مادرشان کم سواد و بی‌سوادند و رابطه معناداری بین سطح سواد والدین و میزان بازماندگی از تحصیل وجود دارد.

«مختلط بودن کلاس‌های دختران و پسران در مقطع دبیرستان» هم از علت‌های ترک تحصیل دختران در برخی مناطق اعلام شده است. در برخی استان‌ها ازدواج‌های زودهنگام نیز مانع از ادامه تحصیل دانش‌آموزان دختر است و بسیاری از خانواده ها نیاز دارند که دخترانشان در زمینه تأمین معاش خانواده به آنها کمک کنند.